سوره اسرا

تفسیر نمونه ج : 12  ص :  1

( 17 ) سوره اسراء جلد دوازدهم تفسیر نمونه جزء پانزدهم این سوره در مکه نازل شده و 111 آیه است

 سوره اسراء قبل از ورود در تفسیر این سوره توجه به چند نکته لازم است :

1 - نامهاى این سوره و محل نزول آن

نام مشهور این سوره بنى اسرائیل است و نامهاى دیگرى نیز از قبیل اسراء و سبحان دارد .

روشن است که هر یک از این نامها به تناسب مطالبى است که در این سوره در رابطه با آن وجود دارد ، اگر نام بنى اسرائیل بر آن گذارده شده به خاطر آنست که بخش قابل ملاحظه‏اى در آغاز و پایان این سوره پیرامون بنى اسرائیل است .

و اگر به آن اسراء گفته مى‏شود به خاطر نخستین آیه آن که پیرامون اسراء ( معراج ) پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) سخن مى‏گوید ، و سبحان نیز از نخستین کلمه این سوره گرفته شده است .

ولى در روایاتى که فضیلت این سوره را بیان مى‏کند تنها به نام بنى اسرائیل برخورد مى‏کنیم ، و به همین جهت غالب مفسران همین نام را براى سوره ، برگزیده‏اند .

به هر حال مشهور و معروف این است که تمام یکصد آیه این سوره در مکه نازل شده است ، و مفاهیم و محتواى آن نیز کاملا متناسب با سوره‏هاى مکى است 

2 - فضیلت این سوره

از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و همچنین از امام صادق (علیه‏السلام) اجر و پاداش فراوانى براى کسى که این سوره را بخواند نقل شده است از جمله اینکه : در روایتى از امام صادق (علیه‏السلام) چنین مى‏خوانیم : من قرء سورة بنى اسرائیل فى کل لیلة جمعه لم یمت حتى یدرک القائم و یکون من اصحابه : کسى که سوره بنى اسرائیل را هر شب جمعه بخواند از دنیا نخواهد رفت تا اینکه قائم را درک کند و از یارانش خواهد بود .

کرارا گفته‏ایم پاداشها و فضیلتهائى که براى سوره‏هاى قرآن بیان شده هرگز براى خواندن تنها نیست ، بلکه خواندنى است که توأم با تفکر و اندیشه ، و سپس الهام گرفتن براى عمل بوده باشد .

مخصوصا در یکى از همین روایات مربوط به فضیلت این سوره مى‏خوانیم فرق قلبه عند ذکر الوالدین : کسى که این سوره را بخواند و به هنگامى که به توصیه‏هاى خداوند در ارتباط با پدر و مادر در این سوره مى‏رسد ، عواطف او تحریک گردد و احساس محبت بیشتر نسبت به پدر و مادر کند داراى چنان پاداشى است .

بنابراین الفاظ قرآن هر چند بلا شک محترم و پر ارزش است ، ولى این الفاظ مقدمه‏اى است براى معانى و معانى مقدمه‏اى است براى عمل .

 3 - محتواى این سوره در یک نگاه کوتاه

گفتیم این سوره بنا بر مشهور از سوره‏هائى است که در مکه نازل شده است و طبعا ویژگیهاى سوره‏هاى مکى در آن جمع است ، از جمله دعوت مؤثر به توحید ، و توجه دادن به معاد ، و نصائح سودمند ، و مبارزه با هر گونه شرک و ظلم و انحراف .

بطور کلى مى‏توان گفت آیات این سوره بر محور امور زیر دور مى‏زند .

1 - دلائل نبوت مخصوصا قرآن و نیز معراج .

2 - بحثهائى مربوط به معاد ، مساله کیفر و پاداش و نامه اعمال و نتائج آن .

3 - بخشى از تاریخ پر ماجراى بنى اسرائیل که در آغاز سوره و پایان آن آمده است .

4 - مساله آزادى اراده و اختیار و اینکه هر گونه عمل نیک و بد ، نتیجه‏اش به خود انسان بازگشت مى‏کند .

5 - مساله حساب و کتاب در زندگى این جهان که نمونه‏اى است براى جهان دیگر .

6 - حق‏شناسى در همه سطوح ، مخصوصا درباره خویشاوندان ، و بخصوص پدر و مادر .

7 - تحریم اسراف و تبذیر و بخل و فرزندکشى و زنا و خوردن مال یتیمان و کم‏فروشى و تکبر و خونریزى .

8 - بحثهائى در زمینه توحید و خداشناسى .

9 - مبارزه با هر گونه لجاجت در برابر حق و اینکه گناهان میان انسان و مشاهده چهره حق پرده مى‏افکند .

10 - شخصیت انسان و فضیلت و برترى او بر مخلوقات دیگر .

11 - تاثیر قرآن براى درمان هر گونه بیمارى اخلاقى و اجتماعى .

12 - اعجاز قرآن و عدم توانائى مقابله با آن . 

13 - وسوسه‏هاى شیطان و هشدار به همه مؤمنان به راههاى نفوذ شیطان در انسان .

14 - بخشى از تعلیمات مختلف اخلاقى .

15 - و سرانجام فرازهائى از تاریخ پیامبران به عنوان درسهاى عبرتى براى همه انسانها و شاهدى براى مسائل بالا .

به هر صورت مجموعه بحثهاى عقیدتى و اخلاقى و اجتماعى در این سوره نسخه کاملى را تشکیل مى‏دهد براى ارتقاء و تکامل بشر در زمینه‏هاى مختلف ، و جالب اینکه این سوره با تسبیح خدا شروع مى‏شود و با حمد و تکبیر او پایان مى‏گیرد ، تسبیح نشانه‏اى است براى پاکسازى و پیراستن از هر گونه عیب و نقص ، و حمد نشانه‏اى است براى آراستن به صفات فضیلت ، و تکبیر رمزى است به پیشرفت و عظمت .

 سورة الإسراء

 بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 سبْحَنَ الَّذِى أَسرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلى الْمَسجِدِ الأَقْصا الَّذِى بَرَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا  إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ(1)

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - پاک و منزه است خدائى که بنده‏اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى که گرداگردش را پر برکت ساختیم برد ، تا آیات خود را به او نشان دهیم او شنوا و بیناست .

 

تفسیر :

 

معراج گاه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم)

نخستین آیه این سوره از مساله اسراء یعنى سفر شبانه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مسجد الحرام به مسجد اقصى ( بیت المقدس ) که مقدمه‏اى براى معراج بوده است سخن مى‏گوید ، این سفر که در یک شب و مدت کوتاهى صورت گرفت حداقل در شرایط آن زمان از طرق عادى به هیچوجه امکان پذیر نبود ، و جنبه اعجاز آمیز و کاملا خارق العاده داشت .

 نخست مى‏گوید : منزه است آن خداوندى که بنده‏اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد ( سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى ) .

این سیر شبانه خارق العاده : به خاطر آن بود که بخشى از آیات عظمت خود را به او نشان دهیم ( لنریه من آیاتنا ) .

و در پایان اضافه مى‏کند خداوند شنوا و بینا است ( انه هو السمیع البصیر ) .

اشاره به اینکه اگر خداوند پیامبرش را براى این افتخار برگزید بى‏دلیل نبود ، زیرا او گفتار و کردارى آنچنان پاک و شایسته داشت که این لباس بر قامتش کاملا زیبا بود ، خداوند گفتار پیامبرش را شنیده و کردار او را دیده و لیاقتش را براى این مقام پذیرفته بود .

این آیه در عین فشردگى بیشتر مشخصات این سفر شبانه اعجاز آمیز را بیان مى‏کند :

1 - جمله اسرى نشان مى‏دهد که این سفر ، شبب هنگام واقع شد ، زیرا اسراء در لغت عرب به معنى سفر شبانه است ، در حالى که کلمه سیر به مسافرت در روز گفته مى‏شود .

2 - کلمه لیلا در عین اینکه تاکیدى است براى آنچه از جمله اسراء فهمیده مى‏شود ، این حقیقت را نیز بیان مى‏کند که این سفر ، بطور کامل در یک شب واقع شد ، و مهم نیز همین است که فاصله میان مسجد الحرام و بیت المقدس که بیش از یکصد فرسخ است و در شرائط آن زمان مى‏بایست روزها یا هفته‏ها بطول بیانجامد ، تنها در یک شب رخ داد .

3 - کلمه عبد نشان مى‏دهد که این افتخار و اکرام به خاطر مقام عبودیت و بندگى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) بود ، چرا که بالاترین مقام براى انسان است که بنده راستین خدا باشد ، جز بر پیشگاه او جبین نساید ، و در برابر فرمانى جز فرمان او تسلیم نگردد ، هر کارى مى‏کند براى خدا باشد و هر گام برمى‏دارد رضاى او را بطلبد .

4 - همچنین تعبیر به عبد نشان مى‏دهد که این سفر در بیدارى واقع شده .

و این سیر جسمانى بوده است نه روحانى ، زیرا سیر روحانى معنى معقولى جز مساله خواب یا حالتى شبیه به خواب ندارد ، ولى کلمه عبد نشان مى‏دهد که جسم و جان پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در این سفر شرکت داشته ، منتها کسانى که نتوانسته‏اند این اعجاز را درست در فکر خود هضم کنند احتمال روحانى بودن را به عنوان توجیهى براى آیه ذکر کرده‏اند ، در حالى که مى‏دانیم اگر کسى به دیگرى بگوید من فلان شخص را به فلان نقطه بردم مفهومش این نیست که در عالم خواب یا خیال بوده یا تفکر اندیشه او به چنین سیرى پرداخته است .

5 - آغاز این سیر ( که مقدمه‏اى بر مساله معراج به آسمانها بوده و بعدا دلائل آن ذکر خواهد شد مسجد الحرام در مکه و انتهاى آن مسجد الاقصى در قدس بوده است .

البته در اینکه پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از کنار خانه کعبه به این سیر پرداخت و یا در خانه یکى از بستگانش بود ، ( و از آنجا که به همه شهر مکه گاهى به عنوان احترام ، مسجد الحرام گفته مى‏شود این تعبیر در آیه ذکر شده است ) در میان مفسران گفتگو است ، ولى بدون شک ظاهر آیه این است که مبدء سیر او مسجد الحرام بوده است .

6 - هدف از این سیر ، مشاهده آیات عظمت الهى بوده ، همانگونه که دنباله 

این سیر در آسمانها نیز به همین منظور انجام گرفته است تا روح پر عظمت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در پرتو مشاهده آن آیات بینات ، عظمت بیشترى یابد ، و آمادگى فزونترى براى هدایت انسانها پیدا کند ، نه آنگونه که کوته‏فکران مى‏پندارند که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به معراج رفت تا خدا را ببیند ! ، به گمان اینکه خدا محلى در آسمانها دارد ! ! به هر حال پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) گرچه عظمت خدا را شناخته بود ، و از عظمت آفرینش او نیز آگاه بود ، ولى شنیدن کى بود مانند دیدن ! در آیات سوره نجم که به دنباله این سفر ، یعنى معراج در آسمانها اشاره مى‏کند نیز مى‏خوانیم لقد راى من آیات ربه الکبرى : او در این سفر آیات بزرگ پروردگارش را مشاهده کرد .

7 - جمله بارکنا حوله بیانگر این مطلب است که مسجد الاقصى علاوه بر اینکه خود سرزمین مقدسى است اطراف آن نیز سرزمین مبارک و پر برکتى است و این ممکن است اشاره به برکات ظاهرى آن بوده باشد ، چرا که مى‏دانیم در منطقه‏اى سرسبز و خرم و مملو از درختان و آبهاى جارى و آبادیها واقع شده است .

و نیز ممکن است اشاره به برکات معنوى آن بوده باشد ، زیرا این سرزمین مقدس در طول تاریخ کانون پیامبران بزرگ خدا ، و خاستگاه نور توحید و خدا پرستى بوده است .

8 - جمله انه هو السمیع البصیر همانگونه که گفتیم اشاره به این است که بخشش این موهبت به پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) بى حساب نبوده بلکه به خاطر شایستگیهائى بوده که بر اثر گفتار و کردارش پیدا شد و خداوند از آن به خوبى آگاه بود .

9 - ضمنا کلمه سبحان دلیلى است بر اینکه این برنامه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) خود نشانه‏اى بر پاک و منزه بودن خداوند از هر عیب و نقص است .

10 - کلمه من در من آیاتنا نشان مى‏دهد که آیات عظمت خداوند 

تفسیر نمونه ج : 12  ص :  11

آنقدر زیاد است که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) با تمام عظمتش در این سفر پر عظمت تنها گوشه‏اى از آنرا مشاهده کرده است .

 

مساله معراج

مشهور و معروف در میان دانشمندان اسلام این است که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به هنگامى که در مکه بود در یک شب از مسجد الحرام به مسجد اقصى در بیت المقدس به قدرت پروردگار آمد ، و از آنجا به آسمانها صعود کرد ، و آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده نمود و همان شب به مکه بازگشت .

و نیز مشهور و معروف آنست که این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح تواما انجام داد .

ولى از آنجا که این یک موضوع فوق العاده شگرفى است ، جمعى به توجیه آن پرداخته و آنرا به معراج روحانى تفسیر کرده‏اند که چیزى شبیه یک خواب یا مکاشفه روحى خواهد بود ، اما همانگونه که گفتیم این موضوع کاملا با ظواهر آیات مخالف است چرا که ظاهر آیات به مساله جسمانى بودن گواهى مى‏دهد .

به هر حال پیرامون این بحث سؤالات فراوانى وجود دارد از جمله :

1 - چگونگى معراج از نظر قرآن و حدیث و تاریخ .

2 - اعتقاد دانشمندان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن در این زمینه .

3 - هدف معراج .

4 - امکان معراج از نظر علوم روز .

هر چند بحث طولانى پیرامون این مسائل از عهده یک بحث تفسیرى خارج است ولى ما سعى مى‏کنیم فشرده این مسائل را براى خوانندگان عزیز ذیلا بیاوریم .

 

تفسیر نمونه ج : 12  ص :  12

1 - معراج از نظر قرآن و حدیث

در دو سوره از سوره‏هاى قرآن به این مساله اشاره شده است : نخست همین سوره اسراء است که تنها بخش اول این سفر را بیان مى‏کند ( یعنى سیر از مکه و مسجد الحرام به مسجد اقصى و بیت المقدس ) .

اما در سوره نجم طى شش آیه از آیه 13 تا 18 قسمت دوم معراج یعنى سیر آسمانى آمده است ، آنجا مى‏فرماید : و لقد رآه نزلة اخرى .

عند سدرة المنتهى .

عندها جنة الماوى .

اذ یغشى السدرة ما یغشى .

ما زاغ البصر و ما طغى .

لقد رآى من آیات ربه الکبرى : خلاصه مفاد این شش آیه چنین است که پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) براى دومین بار فرشته وحى جبرئیل را به صورت اصلى مشاهده و ملاقات کرد ( مرتبه اول در آغاز نزول وحى در کوه حرا بود ) .

این ملاقات در نزد بهشت جاویدان صورت گرفت .

پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در مشاهده این منظره دچار خطا و اشتباه نشد .

آیات و نشانه‏هاى بزرگى را از عظمت خدا مشاهده کرد .

این آیات که به گفته اکثر مفسران از معراج سخن مى‏گوید نیز نشان مى‏دهد که این حادثه در بیدارى اتفاق افتاده است ، مخصوصا جمله ما زاغ البصر و ما طغى ( چشم پیامبر دچار خطا و انحراف و طغیان نشد ) گواه دیگر بر این موضوع است از نظر حدیث ، روایات بسیار زیادى در زمینه مساله معراج در کتب معروف اسلامى نقل شد که بسیارى از علماى اسلام تواتر یا شهرت آن را تصدیق کرده‏اند ، به عنوان نمونه : فقیه و مفسر بزرگ شیخ طوسى در تفسیر تبیان ذیل آیه مورد بحث چنین مى‏گوید : علماى شیعه معتقدند خداوند در همان شبى که پیامبرش را از مکه به بیت المقدس برد او را به سوى آسمانها عروج داد ، و آیات عظمت خود را در آسمانها 

تفسیر نمونه ج : 12  ص :  13

به او ارائه فرمود ، و این در بیدارى بود نه در خواب .

مفسر عالیقدر مرحوم طبرسى در تفسیر خود مجمع البیان ذیل آیات سوره نجم چنین مى‏گوید مشهور در اخبار ما این است که خداوند پیامبر را با همین جسم در حال بیدارى و حیات به آسمانها برد و اکثر مفسران را نیز عقیده همین است .

محدث شهیر علامه مجلسى در بحار الانوار مى‏گوید : سیر پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مسجد الحرام به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها از جمله مطالبى است که آیات و احادیث متواتر شیعه و سنى بر آن دلالت دارد ، و انکار امثال این مسائل یا تاویل و توجیه آن به معراج روحانى ، یا خواب دیدن پیامبر ناشى از عدم اطلاع از اخبار ائمه هدى و یا ضعف یقین است .

سپس اضافه مى‏کند اگر بخواهیم اخبارى را که در این باره رسیده جمع آورى کنیم کتاب بزرگى خواهد شد .

از میان دانشمندان اهل تسنن منصور على ناصف که از علماى معاصر و از دانشمندان الازهر و نویسنده کتاب معروف التاج است در کتاب خود احادیث معراج را جمع آورى کرده است .

فخر رازى مفسر معروف در ذیل آیه مورد بحث پس از ذکر یک رشته استدلالات عقلى بر امکان وقوع معراج مى‏گوید از نظر حدیث ، احادیث معراج از روایات مشهوره است که در کتب صحاح اهل سنت نقل شده و مفاد آنها سیر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مکه به بیت المقدس و از آنجا به آسمانها است .

شیخ عبد العزیز بن عبد الله بن باز رئیس ادارات بحوث علمیه و افتاء و دعوت و ارشاد که از علماى متعصب وهابى معاصر است ، در کتاب التحذیر من البدع مى‏گوید : شک نیست که اسراء و معراج از نشانه‏هاى بزرگى است 

تفس

/ 0 نظر / 100 بازدید