سخنان حکمت آمیز لقمان

 

تفسیر نمونه ج : 17  ص :  3

( 31 ) سوره لقمان این سوره در مکه نازل شده و داراى 34 آیه است

 محتواى سوره لقمان

مشهور و معروف میان مفسران این است که این سوره در مکه نازل شده ،این سوره لقمان به حکم مکى بودن مشتمل بر محتواى عمومى سوره‏هاى مکى است ، یعنى پیرامون عقاید اساسى اسلامى مخصوصا مبدء و معاد و همچنین نبوت بحث مى‏کند .

به طور کلى محتواى این سوره در پنج بخش خلاصه مى‏شود :

- بخش اول بعد از ذکر حروف مقطعه اشاره به عظمت قرآن و هدایت و رحمت بودن آن براى مؤمنانى که واجد صفات ویژه هستند مى‏کند ، و در نقطه مقابل ، سخن از کسانى مى‏گوید که در برابر این آیات آنچنان سرسختى و لجاجت نشان مى‏دهند که گوئى گوشهایشان کر است ، علاوه بر این سعى دارند با ایجاد سرگرمیهاى ناسالم دیگران را نیز از قرآن منحرف نمایند .

- بخش دوم از نشانه‏هاى خدا در آفرینش آسمان و بر پا داشتن آن بدون هیچگونه ستون ، و آفرینش کوهها در زمین ، و جنبندگان مختلف ، و نزول باران و پرورش گیاهان سخن مى‏گوید .

- بخش سوم به همین مناسبت قسمتى از سخنان حکمت آمیز لقمان آن مرد الهى را به هنگام اندرز فرزندش نقل مى‏کند که از توحید و مبارزه با شرک شروع شده ، و با توصیه به نیکى کردن به پدر و مادر ، و نماز ، و امر به معروف و نهى از منکر ، و شکیبائى در برابر حوادث سخت ، و خوشروئى با مردم ، و تواضع و فروتنى و اعتدال در امور پایان مى‏یابد .

در بخش چهارم بار دیگر به دلائل توحید باز مى‏گردد ، و سخن از تسخیر آسمان و زمین و نعمتهاى وافر پروردگار و نکوهش از منطق بت‏پرستانى که تنها بر اساس تقلید از نیاکان در این وادى گمراهى افتادند ، سخن مى‏گوید ، و از آنها بر مساله خالقیت پروردگار که پایه عبودیت او است اقرار مى‏گیرد .

و نیز از علم گسترده و بى پایان خدا با ذکر مثال روشنى پرده بر مى‏دارد ، و در همین رابطه علاوه بر ذکر آیات آفاقى ، از توحید فطرى که تجلیش به هنگام گرفتار شدن در میان امواج بلا است به طرز جالبى بحث مى‏کند .

بخش پنجم اشاره کوتاه و تکان دهنده‏اى به مساله معاد و زندگى پس از مرگ دارد ، به انسان هشدار مى‏دهد که مغرور به زندگى این دنیا نشود ، به فکر آن سراى جاویدان باشد .

این مطلب را با ذکر گوشه‏اى از علم غیب پروردگار که از همه چیز در ارتباط با انسان از جمله لحظه مرگ او و حتى جنینى که در شکم مادر است آگاه است تکمیل کرده و سوره را پایان مى‏دهد .

ضمنا روشن است نامگذارى این سوره به سوره لقمان به خاطر همان بحث قابل ملاحظه و پر مغزى است که از اندرزهاى لقمان در این سوره آمده ، و تنها سوره‏اى است که از این مرد حکیم سخن مى‏گوید .

 فضیلت سوره لقمان

روایات متعددى در فضیلت این سوره از پیامبر گرامى اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و بعضى از ائمه اهلبیت (علیهم‏السلام) نقل شده است ، از جمله : در حدیثى از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏خوانیم : من قرء سورة لقمان ، کان لقمان له رفیقا یوم القیامة ، و اعطى من الحسنات عشرا بعدد من عمل بالمعروف و عمل بالمنکر : کسى که سوره لقمان را بخواند لقمان در قیامت رفیق و دوست او است ، و به عدد کسانى که کار نیک یا بد انجام داده‏اند ( به حکم امر به معروف و نهى از منکر در برابر آنها ) ده حسنه به او داده مى‏شود .

و در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه‏السلام) مى‏خوانیم : من قرء سورة لقمان فى لیلة و کل الله به فى لیلته ثلاثین ملکا یحفظونه من ابلیس و جنوده حتى یصبح ، فاذا قرئها بالنهار لم یزالوا یحفظونه من ابلیس و جنوده حتى یمسى : کسى که سوره لقمان را در شب بخواند ، خدا سى فرشته را مامور حفظ او تا به صبح در برابر شیطان و لشکر شیطان مى‏کند ، و اگر در روز بخواند این سى فرشته او را تا به غروب از ابلیس و لشکرش محافظت مى‏نمایند .

بارها گفته‏ایم و باز هم مى‏گوئیم که اینهمه فضیلت و ثواب و افتخار براى خواندن یک سوره قرآن به خاطر آنست که تلاوت مقدمه‏اى است براى اندیشه و فکر و آن نیز مقدمه‏اى است براى عمل و تنها با لقلقه لسان نباید اینهمه فضیلت را انتظار داشت .

 

سورة لقمان‏

 بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 الم(1) تِلْک ءَایَت الْکِتَبِ الحَْکِیمِ(2) هُدًى وَ رَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِینَ(3) الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُم بِالاَخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(4) أُولَئک عَلى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ  وَ أُولَئک هُمُ الْمُفْلِحُونَ(5)

ترجمه :

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 - الم

2 - این آیات کتاب حکیم است ( آیاتى پر محتوا و استوار ) .

3 - مایه هدایت و رحمت براى نیکوکاران است .

4 - همانها که نماز را بر پا مى‏دارند ، زکات را ادا مى‏کنند ، و به آخرت یقین دارند .

5 - آنها بر طریق هدایت پروردگارشان هستند ، و آنهایند رستگاران .

 

تفسیر :

 نیکوکاران کیانند ؟

این سوره ، با ذکر عظمت و اهمیت قرآن آغاز مى‏شود ، و بیان حروف مقطعه در ابتداى آن نیز اشاره لطیفى به همین حقیقت است ، که این آیات که از حروف ساده الفبا ترکیب یافته ، چنان محتوائى بزرگ و عالى دارد که سرنوشت انسانها را به کلى دگرگون مى‏سازد ( الم ) .

لذا بعد از ذکر حروف مقطعه مى‏گوید : این آیات کتاب حکیم است ( تلک آیات الکتاب الحکیم ) .

تلک در لسان عرب براى اشاره به دور است ، و کرارا گفته‏ایم که این تعبیر مخصوصا کنایه از عظمت و اهمیت این آیات است گوئى در اوج آسمانها و در نقطه دور دستى قرار گرفته ! توصیف کتاب به حکیم یا به خاطر استحکام محتواى آن است ، چرا که هرگز باطل به آن راه نمى‏یابد ، و هر گونه خرافه را از خود دور مى‏سازد جز حق نمى‏گوید ، و جز به راه حق دعوت نمى‏کند ، درست در مقابل لهو الحدیث ( سخنان بیهوده ) که در آیات بعد مى‏آید قرار دارد .

و یا به معنى آن است که این قرآن همچون دانشمند حکیمى است که در عین خاموشى با هزار زبان سخن مى‏گوید ، تعلیم مى‏دهد ، اندرز مى‏گوید ، تشویق مى‏کند ، انذار مى‏نماید ، داستانهاى عبرت‏انگیز بیان مى‏کند ، و خلاصه به تمام معنى داراى حکمت است ، و این سرآغاز ، تناسب مستقیمى دارد با سخنان لقمان حکیم که در این سوره از آن بحث به میان آمده .

البته هیچ مانعى ندارد که هر دو معنى حکمت در آیه فوق منظور باشد .

 

آیه بعد هدف نهائى نزول قرآن را با این عبارت بازگو مى‏کند : این کتاب حکیم مایه هدایت و رحمت براى نیکوکاران است ( هدى و رحمة للمحسنین ) .

هدایت در حقیقت مقدمه‏اى است براى رحمت پروردگار ، چرا که انسان نخست در پرتو نور قرآن حقیقت را پیدا مى‏کند و به آن معتقد مى‏شود ، و در عمل خود آن را به کار مى‏بندد ، و به دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمتهاى بى پایان پروردگار مى‏گردد .

قابل توجه اینکه در اینجا قرآن ، مایه هدایت و رحمت محسنین شمرده شده ، و در آغاز سوره نمل ، مایه هدایت و بشارت مؤمنین ( هدى و بشرى للمؤمنین ) .

و در آغاز سوره بقره ، مایه هدایت متقین ( هدى للمتقین ) .

قرآناین تفاوت تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که بدون تقوا و پرهیزگارى روح تسلیم و پذیرش حقائق در انسان زنده نمى‏شود ، و طبعا هدایتى در کار نخواهد بود .

و از این مرحله پذیرش حق که بگذریم ، مرحله ایمان فرا مى‏رسد که علاوه بر هدایت ، بشارت به نعمتهاى الهى نیز وجود خواهد داشت .

و اگر از مرحله تقوى و ایمان فراتر رویم و به مرحله عمل صالح برسیم رحمت خدا نیز در آنجا افزوده مى‏شود .

بنابر این سه آیه فوق ، سه مرحله پى در پى از مراحل تکامل بندگان خدا را بازگو مى‏کند : مرحله پذیرش حق ، مرحله ایمان و مرحله عمل ، و قرآن در این سه مرحله به ترتیب مایه هدایت و بشارت و رحمت است ( دقت کنید ) .

آیه بعد محسنین را با سه وصف ، توصیف کرده ، مى‏گوید : آنها کسانى هستند که نماز را بر پا مى‏دارند ، زکات را ادا مى‏کنند ، و به آخرت یقین دارند ( الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و بالاخرة هم یوقنون ) .

پیوند آنها با خالق از طریق نماز ، و با خلق خدا از طریق زکات ، قطعى است و یقین آنها به دادگاه قیامت انگیزه نیرومندى است براى پرهیز از گناه و براى انجام وظائف .

و در آخرین آیه مورد بحث عاقبت و سرانجام کار محسنین را چنین بیان مى‏کند : آنها بر طریق هدایت پروردگارشان هستند ، و آنها رستگارانند ( اولئک على هدى من ربهم و اولئک هم المفلحون ) .

جمله اولئک على هدى من ربهم ، از یکسو نشان مى‏دهد که هدایت آنها از طرف پروردگارشان تضمین شده است ، و از سوى دیگر تعبیر على ، دلیل بر این است که گوئى هدایت براى آنها یک مرکب راهوار است ، و آنها بر این مرکب سوار و مسلطند .

و از اینجا تفاوت این هدایت با هدایتى که در آغاز سوره آمده روشن مى‏شود ، چرا که هدایت نخستین همان آمادگى پذیرش حق است ، و این هدایت برنامه وصول به مقصد مى‏باشد .

ضمنا جمله اولئک هم المفلحون که طبق ادبیات عرب ، دلیل بر حصر است ، نشان مى‏دهد که تنها راه رستگارى ، همین راه است ، راه نیکوکاران ، راه آنها که با خدا و خلق خدا در ارتباطند ، و راه آنها که به مبدء و معاد ایمان کامل دارند .

 

/ 2 نظر / 94 بازدید
سحر

گاهي که دلم به اندازهء تمام غروبها مي گيرد چشمهايم را فراموش مي کنم اما دريغ که گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند من از تراکم سياه ابرها مي ترسم و هيچ کس مهربانتر از گنجشکهاي کوچک کوچه هاي کودکي ام نيست و کسي دلهره هاي بزرگ قلب کوچکم را نمي شناسد و يا کابوسهاي شبانه ام را نمي داند با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست از دل هر کوه کوره راهي مي گذرد و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد و شبي نيست که طلوع سپيده اي در پايانش نباشد از چهل فصل دست کم يکي که بهار است سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي[گاوچران][گل]

سعید

بسار عالی بود لطفا از سخنان زیبا وآموزنده استاد علی نوشادی شبستری هم به فهرست مطالب افزوده شود