برداشتهای من از جلسه هم اندیشی دفتر پاسخگویی به سئوالات دینی حوزه علمیه قزوین

برداشت از جلسه هم اندیشی دینی           27 /4/ 1388  ساعت 10 صبح

 

هم اندیشی

 1-    تشریح سیر مطالعاتی :

 به جهت تقویت بنیه علمی مربیان در طی 2 تا3سال گذشته ، سیر مطالعاتی طراحی و اجرا گردید .

یکی از نقص های این سیر، عدم اطلاع از توانایی  مربیان و اعضای سیر بود که جلسه هایی برای به چالش کشیدن افراد ، با نام هم اندیشی دینی  ، طراحی گردید .

توصیه هایی به شرکت کنند گان محترم :

- مطالعه طرح تهیه شده برای جلسات

- تشکیل شدن پرونده علمی برای اعضای محترم و ثبت کیفیت حضور و غیبت در جلسات ، زیرا شرط ادامه همکاری با این دفتر، شرکت در جلسات است.

- بسته شدن درب بعد از یک ربع از شروع جلسه

- درخواست صبر و لطف ازاساتید  محترم برای اینکه جلسات به سیر منطقی خویش برسد .

 نحوه اداره جلسه :

 طرح موضوع جلسه از طرف دبیر جلسه

بیان مدعی و اثبات بحث توسط گروه

اشکال و ادله چالش انگیز توسط اساتید و سایر مربیان

 پاسخگویی گروه

 در صورت عدم توانایی  گروه سایر مربیان پاسخ می دهند

 اگر کسی پاسخ مکفی را ارائه نکرد استاد پاسخ می دهد

 اعلام کفایت بحث در صورت صلاح دید اساتید .

به جزوه در آوردن نقاط ثقل

موضوع جلسه اول  :

 اثبات وجود خدا ،  اولین برهان ؛ برهان نظم  .

مقدمه استاد 2:

تسلیت شهادت امام موسی کاظم علیه السلام  ، تقسیم تاریخ ائمه به سه بخش توسط دکتر گرجی قبل از صادقین  (مبارزه )و عصر صادقین( تبلیغ ) و بعد از صادقین( حبس و حصر ) .

حدیث از پیامبردر ابتدای جامع المقدمات : اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفویض الامر الیه

مهمترین بحث در حوزه اندیشه  دینی بحث خدا است واز امیرالمونین در خطبه اول نهج البلاغه نقل شده که: اول الدین معرفته .

آنچه به عنوان یقین در اصول دین در رساله ها گفته شده برای ا فراد عادی کافی است ولی مربی و استاد باید با برهان به یقین برسد .

و قدمت تاریخ بحث در مورد خدا به ابتدای خلقت انسان برمی گردد .

در متون مقدس براهین خداشناسی به صورت کتابهای کلاسیک ذکر نشده ، قرآن برای خودش یک نظم و نسخ مشخصی دارد . اگر چه می شود به طور غیر مستقیم  از قرآن برهان بدست آورد، بزرگی می فرمود  :  آنچه در قرآن آورده شده توحید است و توحید هم متفرع بر اصل خداشناسی است به قول ایشان خدا اثبات صانع را به عهده بشر گذاشته است .

مشکله دانشمندان و متکلمینی که در مورد اثبات خدا بحث کرده اند این است که خدا یک موجود مطلق است ، چگونه می شود یک موجود محدود ، آن را ادراک کند .

شاید آن حدیثی که در کتابهای یهودیها نقل شده "خلق الله آدمٍٍٍَ علی صورته" یا " خلق الله آدمُ علی صورته " این وجه دوم به جهت اینکه خدا به ادارک انسانها در نمی آید انسانها خدایی ساخته اند که به اندازه ادارک خودشان است ، یعنی خدای انسان وار و این هم در احادیث خودمان آمده است که ؛ به هر صورت خدا را شما تصور کنید این خدا ساخته ذهن شما است و در واقع مخلوق شما است .

با توجه به این مشکله در کتابهای فلسفه ی دین این براهین ما را مخدوش کرده اند ، البته به این خدشه ها هم جواب داده شده است .

توصیه به مطالعه جلد پنجم روش رئالیسم شهید مطهری و کتاب خدا در انسان استاد مصباح یزدی ،مطالعه سطر به سطر و هضم آن مفید است و درآنجا می توان یافت که  موجود مطلق را موجود محدود به اندازه خودش  می تواند درک کند .

 

ارائه مطلب توسط نماینده گروه :

مساله خداباوری و اعتقاد به خدا همیشه در گرو مسایل عقلی و برهانی نیست و در بیشتر موارد می توان دید که علت خداگرایی افراد ریشه در گرایشها و جاذبه های فطری دارد و نباید غافل شد که این گرایشهای فطری منشا خردورزی انسانها هستند.خرد ورزی هم جایگاه فرد را ترقی می دهد وهم به اعتقادات فرداستحکام می بخشد .

برای کندوکاو در رسیدن به خدا راههای مختلفی وجود دارد که یکی از اینها با استفاده طبیعت است و از طریق نظم و نظام در آن است ، که به عنوان برهان نظم یا غایت شناختی یا.... مورد بحث فلاسفه و دانشمندان قرار گرفته و اشکالاتی هم بر آن وارد شده .

تعریف نظم :برای همه آشنا است ونظم  یک نوع ایجاد مقارنت در بین اشیاء مختلف است و در اصطلاح نظم یک نوع رابطه ی هماهنگ بین اجزای یک مجموعه برای رسیدن به یک هدف خاص و این مجموعه با مجموعه دیگر برای رسیدن به هدف خاص .

در اندیشه اسلامی (همچنین آقای جوادی ) وسایر منابع ، نظم را به چند دسته تقسیم می کنند 1- صناعی 2 تکوینی و در بعضی هم اعتباری را هم اضافه کرده اند و این حصر عقلی نیست

بحث در اینجا پیرامون نظم تکوینی است که می تواند سه شاخه داشته باشد : 1 – نظم بین علت فاعلی و معلول 2- نظم بین علل داخلی  3- نظم بین علت غایی و معلول، که آخرین قسم معمولا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است .

 

تقریر برهان نظم :

عالم طبیعت پراز مجموعه های منظم است

اینچنین نظمی نمی تواند بدون علت و خودبه خود بوجود آمده باشد

پس این مجموعه ها از یک علت هوشمند بوجود آمده است .

یک خالق حکیم و مدبر در پس این مجموعه ها است .

امکان این سئوال وجود دارد که این نظم اتفاق و صدفه است و طبق قانون احتمالات این یک اتفاق است و هماهنگی ازپیش نیست ؟ و به این سئوال ، می توان جواب داد که برای نظم دو فرضیه است یکی علیت است و دیگری صدفه و اتفاق است آیا اتفاق  قابل قبول است یا اینکه اول اصل علیت را پذیرفته اند و بعد وارد بحث اثبات خدا شده اند  ، مانند اینکه وقتی شعری مشاهده می شود با هماهنگی و موزونی و با آهنگ خاص آیا می شود بر اساس احتمال باشد ، وقتی که احتمال و تصادف در این موارد رد شود  پس در مورد مجموعه های منظم هم این احتمال و صدفه رد می شود

- اگر شروع نظم اتفاقی باشد آیا می توان استمرار آن را هم تصادفی بدانیم ؟

با این دلیل ها بحث اتفاق و صدفه رد می شود و علت را برای نظم می پذیریم.

تذکر : اشکالات معروف توسط گروه بیان شود

استاد 1 :

اگر گفته شود که : این نظم اتفاقی است به او جواب می دهیم: کسی که از برهان نظم دفاع می کند اصل علیت را پذیرفته و نباید بگوید صدفه و اتفاق است ، ولی کدام اصل علیت ، یعنی هر معلولی علتی دارد یعنی نظم فاعلی را پذیرفته ؟ دراین صورت جواب او نیست چون ممکن است فرد مادی که منکر ناظم است ،نظام فاعلی را در عالم قبول دارد ولی فاعل باشعور و مدبر را نمی پذیرد و علیت غایی را نفی کرده تازه باید با برهان نظم اثبات شود .نمی توان به او گفت که اصل علیت را قبول دارد وباید فاعل باشعور راهم قبول کند . جواب ما چیست ؟

 

جواب

کسی که بحث صدفه را بیان می کند به جهت این است که می گوید قبول ندارم این نظم علت دارد ، یعنی در همین مرحله اول یعنی صدفه بوده است .

آنچه به نظر می رسد این است که علت فاعلی را منکر است اگر چه در برهان نظم علت غایی است .

استاد 1 :

خیر         یک بار دیگر را اشکال را مطرح کردند : برای فردی که وجود ناظم را قبول ندارد استدلال شود که ناظم دارد یعنی فاعلی داری شعور و تدبیر دارد  ، از نظم موجود در عالم این نتیجه را گرفته شده . اگر اشکال شود که این نظم شاید حاصل صدفه و اتفاق باشد ، پاسخ داده شد  که؛ باید اصل علیت را قبول نکند نمی تواند به برهان نظم وارد شود پس در برهان نظم بحث علیت پشت سر گذاشته شده است .

باید ثابت شود که علت ، علت با شعوری است چگونه ثابت می شود؟

آقای شهسواری:

پاسخ ساده ای که اول به نظر می رسد؛ - در مورد اینکه فاعل باشعور باشد اگر ثابت نشده - دقت در همین نظم آن هم با این گسترده گی ، موجب اثبات شعور علت و فاعل را می شود .نظمی که هم ایجاد شده و هم ادمه دارد تازه بعد ازگذشت زمان بعضی از اسرار آن کشف می شود ،آیا فاعل و علت بی شعور می تواند این نظم را ایجاد کند ؟!

مربی دیگر:

سئوال : این نظم را تا جایی که  در حیطه درک انسان است ، قابل بیان است ، از کجا بقیه عالم نظم داشته باشد ؟

استاد 1 :

این یک اشکالی است که باید در مرحله دیگر مطرح شود

استاد 2 :

این تذکر لازم است که آیا علت العلل باید دارای شعور باشد یا اینکه علل مبادی هم باید دارای شعور باشند ، بدهی است که علتی را که بحث می شود که باید علم داشته باشد علت العلل است و سایر علل مبادی لازم نیست علم داشته باشد

استاد1 :

در برهان نظم هدف  فقط اثبات یک ناظم است و این نظم در طبیعت یک فاغل باشعور دارد و اینکه آیا فاعل علت العلل است یا علت دیگری است ، باید محل بحث آن معلوم گردد که در برهان نظم به آن می پردازند یا نه ؟

اما در مورد صحبت آقای شهسواری  پاسخ این است که ؛ بله ، آنچه  وجود نظم در این عالم اثبات می کند چیزی بیشتر از فاعل است و شعور فاعل نیز اثبات می گردد  بنابر این اشکال انکار علت فاعلی نیست و منظور ازآن انکار فاعل باشعور است . علیت را قبول دارد و حتی علیت غایی را هم قبول دارد  در مصنوعات بشری و اما آنکه عالم فاعل باشعور داشته باشد، را قبول را ندارد .

و در برهان نظم هدف اثبات  این است  که عالم علت غایی دارد و الا همه علت فاعلی و اصل علیت را قبول دارند و برهان نظم بر اساس نظم غایی در عالم است .

گروه

در ادامه به اصل این مطلب می رسیم ، وقتی  تناسب اجزا مورد توجه قرار بگیرد  شعور و تدبیر فاعل مشخص می شود و در نگرش گسترده تر به جهان به شعور صانع  پی برده می شود .

آیا می شود کسی صدفه و اتفاق را بپذیرد و به اصل علیت اعتقاد داشته باشد و بپذیرد  ؟

استاد 1 :

انکار علت غایی ملازم با انکار علت فاعلی نیست ، مادی گرا به علیت و فاعل داشتن آن اعتقاد دارد ولی مدعی است که ؛ فاعل آنها بی شعور است .

اینکار بدون هدف و غایت می داند  ولی می گوید فاعل دارد .

گروه

کسی به نظم فاعلی راقبول دارد چگونه ممکن است نظم غایی را انکار کند زیرا اولین چیزی که از نظم به ذهن می رسد شعور ناظم و فاعل است

استاد 1 :

نمی خواهیم نظام غایی را انکار کنیم بلکه می خواهیم بگوییم بین علت فاعلی و علت غایی ملازمه نیست بلکه ممکن است کسی بگوید علت همه اینها ماده است ، بلکه ما باید برایش نظم غایی را اثبات کنیم .

و تقریر برهان نظم همین است که عالم نظم غایی دارد و برای هدفی خلق شده است .

 

 

استاد 2 :

در جواب گروه ، منافاتی ندارد کسی خدا راقبول کند و خدا را فاعل بداند ولی غایت را قبول نداشته باشد در این زمینه می توان کتاب " علم و دین " آقای بار بور  را مطالعه کرد ، آنجا گفته شده که در قرن 17 تا 19 درغرب بسیاری از دانشمندان بودند که به علت فاعلی اعتقاد داشتند ولی به علت غایی توجهی نداشتند ، مثلا هیوم در تبین جهان ، بیانی دارد که علت فاعلی را قبول دارد و الهیات دئیسم همین است .خدا عالم را خلق کرده و هیچ کاری ندارد و فقط در بعضی موارد برخی از رخنه ها را می پوشاند به همین منظور شد خدای رخنه پوش .و لاپلاپس می آید می گوید : من این رخنه ها را توضیح می دهم و هیچ نیازی به خدا نیست خدایی در عالم نیست .  تعابیر با عناوینی همچون : خدای معمار بازنشسته و ساعت ساز ملکوتی ....

این اعتقاد باعث شده که ، خلق مداوم و فیض مسمتر در فلسفه غرب مورد انکار شده است . و ملازمه ای بین اعتقاد به علت فاعلی و علت غایی وجود ندارد .

آقای شهسواری

کسی که به علت فاعلی معتقد است دلیلش برای صدفه و اتفاق بودن این عالم چیست ؟ وچگونه علت غایی را انکار میکند .

گروه

اگر علت فاعلی را در نظر گرفته شود که نظم طبیعت از خودش است و ماده و صورت در واقع باشعور هستند و نیازی به کس دیگر نیست ،اگرخود اینها دارای شعور باشد این موجب اثبات مدعای است که هر نظمی فاعلی باشعور دارد و اگر خود این ماده و صورت شعور نداشته باشد چگونه می تواند شعوری به عالم و نظم بدهد ؟

استاد 1 :

صدفه در مقابل علیت است ولی علیت به معنای غایی نه فاعلی

در فرض قایل شدن به فاعل برای عالم و در عین حال  اعتقاد به عدم شعور برای فاعل هیچ ایرادی در مرحله اول نیست .

واین بر عهده قائلین برهان نظم است که ثابت کنند که  در عالم علاوه بر نظم فاعل با شعور هم هست

برهان نظم قیاسش اینگونه است :

 

1-    در عالم نظام غایی وجود دارد .

2-    هر نظم غایی ، فاعل باشعور دارد .

پس : عالم فاعل باشعور دارد .

/ 0 نظر / 21 بازدید