برداشتهای من از دومین جلسه هم اندیشی دینی دفتر پاسخ به سئوالات دینی حوزه قزوین

بسم الله الرحمن الرحیم

تلخیص مطالب جلسه اول  :  استاد 2 (دبیر این جلسه )

تعبیر برهان ،برای برهان نظم تسامحی است زیرا برهان هم از لحاظ ماده و هم از جهت صورت باید دارای شرایط  لازم باشد . ولی می توان آن را دلیل نظم نامید .

هدف از برهان نظم : ارائه یک روش استدلالی از طریق نظام مشهود در جهان بر اثبات خدا است .

این قیاس دارای دو مقدمه است :

1-      در جهان نظم وجود دارد .

  یک امر بدیهی است و در ظاهر امر کسی منکر آن نیست ، زیرا اگر کسی منکر نظم باشد برایش امکان ندارد هیچگونه پیش بینی و محاسبه علمی در باره عالم طبیعت داشته باشد .

2-      هر نظمی احتیاج به یک ناظم عالم و قادر و مدبر دارد.

*** پس جهان صانع و ناظم عالم و قادر دارد .

پذیرش برهان نظم  به این صورت را می توان به عنوان برهان قبول کرد ولی اگر کسی در مقدمه اول شک کرد و گفت در جهان بی نظمی هایی وجود دارد .

یا در کبری اشکال کند و بگوید هر نظمی نیاز به ناظم قادر و مدبر ندارد .

در این حالات برهان نظم از صورت برهان خارج می شود .

کما اینکه ماتریالیستها گفته اند ؛ نظم موجود در جهان مربوط به نظم درونی و ذاتی است یا قائل به صدفه شده اند .

توضیح داده شد که صدفه دو معنا دارد :

1-      انکار علیت فاعلی

2-      انکار علیت غایی

معمولا در کتب علمی توضیح می دهند کسی تصادف را به انکار علیت معنا نکرده اند ، زیرا بسیاری از ماتریالیستها هم علیت را قبول دارند و می گویند ، پدیده ها مسبوق به هدف سابق و تدبیر نیستند . بلکه عالم مانند کسی است که مشغول کندن چاه برای آب بود ولی تصادفی  به گنج رسید.

پرسش : مشخص نمایید که منظور ماتریالیستها از این نظم ( نظم ذاتی و تصادفی ) چیست ؟

و این اشکال در کبری قیاس است (می گویند ؛ نظم احتیاج به یک ناظم عالم و قادر و مدبر ندارد بلکه ممکن است نظم حاصل طبیعت و تعامل درونی خود ماده باشد )

استاد 1 :

این شبهه در واقع محتوایش انکار نظم است و می خواهد بگوید در جهان نظم غایی وجود ندارد. در جلسه قبل گفته شد در کبری برهان نظم اشکالی وجود دارند و آن هم احتمال صدفه  وتصادف است .

و مراد شبهه کننده همین اشکال است ،که مورد قبول قائلین برهان نظم هم می باشد ولی این احتمال در نظامهای پیچیده آنچنان کم می باشد که انسانها به آن توجه نمی کنند و اگر کسی هم به آن توجه کند او را سرزنش می کنند.

مادیون درمورد عالم یک فرجه وفرصت برای قابل توجه کردن این شبهه  دارند ؛ آن هم اینکه بگویند این عالم بی شعور بعد از برخوردهای مکرر در میلیاردها سال به این نظم رسیده است .

الهیون در پاسخشان گفته اند؛ تاریخ عالم و زمین مشخص است و در این زمان که برای زمین وعالم مشخص است ، نظم تصادفی محال است و تصادف  بودن ضعیف است ، مگر اینکه مادیون بگویند این وضعیت هزاران بار اتفاق افتاده است و با گرفتن میلیونها شکل و چندین انفجار ، به همین ترتیب و تکرارها فروان، این عالم به صورت منظم در آمده است .

ایناشکال خلقت مکرر ،چیزی بیشتر از اشکالی که قائلین برهان نظم گفته اند ، را اثبات نمی کند .

استاد 3 :

در برهان باید هیچ احتمال منطقی در مقابل آن وجود نداشته باشد، با بیانها قبلی برهان بودن این برهان با احتمال صدفه ، خدشه دار است و اگر قرار باشد به عنوان دلیل اقناعی باشد ، جواب خوب است .

 

  استاد 2:

منکرین برهان نظم ،نظم در مصنوعات بشری را قبول دارند .

ولی می گویند ؛ پدیده های مصنوعی و غیر مصنوعی را باهم مقایسه نکنید زیرا تمثیل می شود و ارزش یقینی ندارد .

استاد 1 :

مادیون چون درمصنوعات بشری انتخاب را می بینند و به شعور خالق پی می برند . برهان وقتی به صورت بیا ن شده ،در نظر گرفته شود قیاس است ، اصلا تمثیل نیست ،  ولی منطقا احتمال باقی است واز ارزش برهان نظم چیزی کم نمی کند بلکه برای خیلی ها مفید است .

استاد 3 :

خیلی از فلاسفه منطقیون می گویند؛ برهان نظم به  جهت همان احتمال ، ارزش ندارد.

به سئوال قبلی جواب داده نشد ، اگر چه به صورت قیاس بود ولی در آن قیاس خفی دیگری وجود دارد . به چه دلیل می گویید ناظم باشعور دارد ؟ تمثیل عالم است به مصنوعات بشری است نه برهان.

استاد 1 :

تمثیل نیست ، استفاده کردن مثال برای تقریب به ذهن است ، نه به عنوان حجت .

خود خداوند هم در قرآن از مثال استفاده کرده است .

مثالهایی که از مصنوعات بشری که گفته شد ، وجود شعور فاعل  را ثابت می کند ، فقط  از طریق اثبات انتخاب است و همین انتخابی که اینجا وجود دارد در عالم هم هست و قیاس هم اگر باشد منصوص العله است

 جان کلام و ضعف برهان نظم این است که نظم غایی و انتخاب است ولی احتمال تصادف و شعور وجود نداشته باشد .

 استاد 1 :

در برهان نظم از قانون سنخیت علت ومعلولی وارد نمی شوند . علیت فاعلی قابل انکار نیست و مادی هم منکر آن نیست ولی نظم از کارهایی است که علت غایی ندارد .

استاد 2:

تقریر دیگر از برهان نظم ، که به نظر می رسد با مشکلات کمتری دچار است ، گفته اند فیلسوفان فقط روی کبری برهان اصرار دارند که هر نظمی ، ناظم قاصد مدبّر دارد ، چون اینها که با طبیعیات زیاد آشنایی ندارد آن احتمال در ذهنشان باقی می گذارند و احتمال صدفه را باقی می دانید . اگر شما یک عالم تجربی و طبیعت شناس دقیق باشید و تمام  نقطه اتکا شما بر صغری قضیه باشد ، از طریق هدف داری می توانید به ناظم باشعور پی ببرید .

مثلا  یک پدیده مثل چشم را در نظر بگیرد، که از اجزا زیاد مثلا 100 جز در کنار هم چشم را پدید آورده اند ( در برهان هدف داری  که تقریری از برهان نظم است) و این اجزا یک هدف واحد به نام پدیده دیدن را دنبال می کنند ،آیا ممکن است این 100 پدیده که در کنار هم قرار گرفته اند برای تحقق فعل دیدن ، بدون شعور و تدبیر تدوین و آماده شده باشند.

چون اینها خودشان فاقد اختیار و انتخاب و علم شعور هستند پس باید یک موجود عاقل و مدبّر و دارای شعور و رای آنها را به سوی هدف سوق دهد همان :رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (طه 50)

آیا این تقریر خدشه ای دارد یا نه و قابل پذیرش است یا خیر؟

استاد 1 :

این تقریر همان تقریر قبلی است ،بدون تفاوت . صغری  تقریر قبلی ؛ در جهان نظم وجود دارد ( مثلا در چشم ) و اگر کسی چشم را بهتر می شناسد می گوید ؛ آیا ممکن است این چشم محصول تصادف باشد ،این یعنی آوردن کبری در اینجا یعنی ، نظم محصول تصادف نیست . و عبارت " آیا ممکن است؟" ، همان احتمال در برهان است .

فقط این مطلب قابل توجه است که دانشمند علوم طبیعی با توجه به صغری این قضیه ، نظم را بهتر مشاهده می کند و به تعبیر نیوتن خالق چشم به همه قوانین نور آگاه بود ه است.و اگر کسی به نظم در صغری بپردازد اصلا بدون توجه به آن احتمال مطرح شده، کبری را می پذیرد.

استاد 3:

استاد مطهری در کتاب توحید اصرار داشته اند که :این بیان تقریری دیگری از برهان نظم نیست و برهان مستقل دیگر به عنوان برهان هدایت است .

استاد 1 :

استاد مطهری تاکید دارد که برهان هدایت غیر از برهان نظم است ، یعنی خداوند موجودات را منظم خلق کرده ولی در موارد خاصی چیزی در آنها تعبیه می کند که هدایت باشد.یا خودش وارد می شود هدایت می کند .

و تقریر دوم استاد فنایی ، برهان نظم بود نه برهان هدایت .و اگر در بعضی جا ها برهان هدفداری گفته اند این اسم جدید برای برهان نظم است و الا این همان برهان نظم است و برهان هدایت مورد قبول است به صورت مستقل و غیر ازبرهان نظم است .

استاد 2 :

اشکال : اگر عالم دارای خالق مدبری است و در جهان نظم دقیق است ، باید در جهان بی نظمی نباشد ،در حالی که هم در زمین وهم در سایر کرات و سیارت بی نظمی های فراوانی دیده می شود و بحث شرور چیست ؟ هم یک اشکالی بر برهان نظم است و استاد مطهری در کتاب علل مادّی گرایی می گوید ؛ «مساله شرور باعث مادی شدن افراد زیادی در غرب شده است  ». اگر چه می گویند شر امر عدمی است ولی ما شرور را می بینیم و چگونه با فاعل و ناظم باشعور سازگاراست ؟ آیا این مساله در برهان نظم اختلالی ایجاد می کند یا ارتباطی با برهان نظم ندارد؟

استاد 1 :

این شبهه در واقع دوشبهه است ؛ 1- اگر گفته شود جهان ناظمی دارد چرا در جهان بی نظمی هایی مشاهده می شود ؟

2-شرور نه از جنبه ای که با حکمت خدا ناسازگار است به شبهه اول بر می گردد ، بلکه از جنبه تعارض با عدالت خدا ؛ اگر جهان ناظم و خالقی دارد مهربان ، چطور ممکن است شرور در جهان وجود داشته باشد ؟

گروه :

این اتفاقات را می توان یک نوع نظم دید .و غایت در تعریف نظم مهم است . با این ضرر های جزئی خللی در نظم ایجاد نم یشود.

استاد 2  :

شبهه را نباید نادیده گرفت بلکه باید جواب داد ، نمی شود نظم را طبق عادات و مشاهدات خودمان معرفی کنیم .

استاد 1 :

این پاسخ که ما حالاتی را دیده ایم نظم است هر چه باشد مثلا زلزله عین نظم است ، صحیح نیست .

ولی مستشکل هم باید ادعای بی نظمی در عالم را اثبات کند این به اصطلاح شرور ، بی نظمی است .

گروه :

ممکن است این حوادث باعث و مقدمه برای اهدافی والا باشد که در راستای نظم کلی جهان است و اینها در مسیر هدف بالاتر باشد.

استاد  2 :

دراین صورت معنای نظم خراب می شود.

استاد  1 :

جواب گروه قابل تایید است ، از این جهت که مستشکل  نمی تواند مدعای خود را در ضرر حتمی و مخالفتها آنها با نظم کلی جهان را ثابت کند ، بلکه احتمال قوی می دهد. نظم فراتر از نظم ظاهری را می توان تصور کردو این اتفاقات تلخ را مقدمه آن نظم اصلی دانست  :َلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ  (اعراف 96)، در این صورت نه تنها بی نظمی نیست بلکه عین نظم است .و نظم گسترده تر هم اثبات شده است .

گروه :

خیلی از شرور عامل انسانی دارد.

استاد 2 :

درست است ولی در مقابل هم خیلی از موارد  انسان هیچ دخالتی ندارد ، مثل سیل و صاعقه و متکلمان حتی به قاعده اعواض متمسک شده اند . منظور مواردی است که انسان دخالتی ندارند.

استاد 1:

پاسخ مختصر؛ در نظم موارد جزیی اشکالی نیست و این شبهه ایرادی در آنها ایجاد نمی کند  ، ولی کسی که می گوید در این موارد بی نظمی است باید اثبات کند که این موارد بی نظمی در کل مجموعه است ، و اثبات آن هم مشکل است .

/ 0 نظر / 21 بازدید