شناخت بهترازخدا


بعد از اینکه ثابت کردیمعلتی وجود دارد که معلول چیز دیگری نیست چگونه به مشخصات این موجود پی می بریم؟ ازکجا معلوم این علت العلل مثلا یک انفجار یا ذهن من یا اصلا خود جهان مادی نیست؟اصولا چگونه صفاتی را برای او اثبات می کنید؟
در جواب به این سوال ذکر مقدماتی ولو به اجمالضرورت دارد.
الف) شناخت ما از علت العلل (خداوند) دو گونه است: حضوری وحصولی.
ب) یکی از قواعد مسلم فلسفی لزوم سنخیت بین علت و معلول است.
ج) یکیدیگر از قواعد مسلم فلسفی این است که فاقد شیء معطی شیء نمی باشد.
د) تبیینمعنای علیت طبق مبنای حکمت متعالیه.
این سوال تفکیک به دو سوال می شود:
-
قسمت اول اثبات این که علت العلل، انفجار یا ذهن من یا جهان مادی نیست.
-
قسمتدوم چگونگی اثبات اوصاف برای علت العلل.
قبل از بیان تفصیلی مقدمات و جواب ذکراین نکته لازم است که فلاسفه و علما و حکما خود اعتراف دارند که براهین اثبات علتالعلل به تنهائی در اثبات اوصافش کفایت نمی کند. لهذا در کتب کلام بعد از اثباتواجب الوجود به اثبات اوصافش از قبیل وحدانیت، عالم و قادر ... بودن می پردازند،گرچه بعضی براهین بعضی اوصاف علت العلل را هم اثبات می کنند مثل برهان نظم که برفرض تمامیت علم و قدرت علت العلل را هم ثابت می کند.
علت العلل و خصایص علت العلل است. در کتب فلسفی به تفصیلبیان شده که بیان صحیح قانون علیت این است که هر ممکنی علت می خواهد و عباراتی نظیراینکه هر موجودی و یا هر معلولی علت می خواهد درست نیست و از قانون علیت پی می بریمکه علت العلل باید واجب باشد چون اگر ممکن باشد باز مشمول قانون علیت بوده و محتاجبه علت بوده و علت العلل نخواهد بود و واجب الوجود بودن ملازم با لوازمی است ازقبیل بساطت، سرمدیت و ... چون اگر بسیط نباشد محتاج به اجزائش خواهد بود که با واجببودن منافات دارد و اگر سرمد نباشد یعنی زمانی نبوده و بعد بوده شده و یا اینکهمعدوم می شود که اینها هم با واجب بودن جمع نمی شود از همین خصایص بطور قطع می توانپی برد که علت العلل انفجار نیست. چون اولا انفجار یک امر مرکب است ثانیا امر واقعدر زمان است و ذهن من هم نیست چون ذهن من تابع من است که من بالوجدان امری ممکنهستم نه واچب. خود چهان مادی هم که مرکب است. علاوه بر اینکه وجود نظم و تدبیربسیار عظیم در جهان هستی مبطل انفجار وصدفهاست و بفرموده خواچه،الاحکام و التجرد دلائل العلم.(کشف المراد، ص174) یعنی استحکام در قوانین عالم هستیدلالت بر وجود علم و علت العلل دارد چون به مقتضای مقدمه ج فاقد شی نمی تواند معطیشی باشد. پس علت العلل نمی تواند انفجار یاصدفهیا خود جهان مادیباشد.
اما قسمت دوم سوال که چگونه اوصافی را براین علت العلل اثبات می کنیم. قبلاز اینکه به بحث چگونگی اثبات اوصاف برای علت العلل بپردازیم باید روشن شود که آیاما اساسا حق داریم صفتی را به علت العلل اسناد دهیم یا خیر. یعنی آیا اساسا انسانمتناهی با معرفت محدود می تواند به حقیقت اوصاف واجب الوجود و علت العلل کهنامتناهی است معرفت پیدا کند و اوصاف و افعال را به او استناد دهد یا خیر. چون برفرض که جواب این سوال منفی باشد دیگر بحث از اثبات معنا نخواهد داشت. در این رابطه 3 مبنی در بین اهل کلام و فلسفه مطرح است. مبنای اول مبنای تفریطی که معروف بهمعطله و بعضا به اصل تنزیه که گفته اند ما حق نداریم هیچ وصف و محمولی را به خداوندنسبت دهیم و اینکه خداوند از آنچه ما توهم می کنیم منزه است و اینکه عقول ما چنانچهاز شناخت ذات باری عاجز است از شناخت اوصاف او هم عاجز است و این که محدود و متناهیهرگز وقف بر لایتناهی نمی یابد. مبنای دوم را که می شود مبنای افراطیون نام نهاد کهبیشتر در بین اشاعره شهرت دارد. گفته اند هر وصف را ولو از خصائص ممکنات باشد میشود به ذات حق اسناد داد لکن این 2 مبنا در بین اهل تحقیق و مشهور از فلاسفه مطروداست و نوع فلاسفه چه در بین مسلمانان از قبیل بو علی و ملاصدرا و علامه و استادشهید مطهری و در غرب مثل توماس آکویناس و کتاب عقل و اعتقاد دینی مایکل پترسون و ... ترجمه احمد نراقی بخش صفات خداوند که قائلند که می توان اوصاف کمالی موجودات رابه ذات حق نسبت داد که این مطلب کمی دقیق است که برای روشن شدن این مبنی مقدمه ایذکر می کنیم. اهل تنزیه می گویند که الفاظی که به خداوند اسناد می دهیم رابطه آنهابا الفاظی که به موجودات محدود مثل انسان نسبت میدهیم اشتراک لفظی است یعنی وقتیگفته می شود الله عالم و الانسان عالم، این دو لفظ عالم فقط از نظر لفظ یکی هستند ومعنای عالم در خداوند غیر از معنای عالم در انسان است لهذا ما هیچ درکی از عالمیتخداوند نداریم. افراطیون می گویند معنای عالم در الله عالم یا عالم در الانسان عالمهیچ تفاوتی ندارد و کاملا به یک معنا است اهل تحقیق می گویند ولو این دو لفظ از نظرمفهوم یکی هستند و مشترک معنوی هستند لیکن مفهوم مشکک هستند یعنی مثل نور که مفهومنور هم به نور شمع اطلاق می شود و هم به نور خورشید که این دو ولو مفهوما یکی هستندلیکن دارای شدت و ضعف هستند و نور خورشید شدیدتر از نور شمع و محدودیت های نور شمعرا ندارد. لهذا چنانچه برای مثال عالم در موجودات یعنی حسن له العلم، لکن این همراهبا محدودیت ها و نواقص است از قبیل اینکه نیاز به حافظه دارد، در محدوده زمان ومکان است متحول و متغیر است حال همه این محدودیتها را از اوصاف سلب و جنبه تخلیدارای علم بودن را به حق اسناد می دهیم لیکن در اشد مراتب که این مطلب به نحو کاملو موجز در کلام علی علیه السلام ذکر شده که فرمودند: لم یطلع العقول علی تحدید صفتهو لم یحجبها عن واجب معرفته. خرد بر حدود و صفات او مطلع نشده است ولی هرگز عقل رااز معرفت خود ممنوع نساخته. یعنی عقل انسان اوصاف حق را می شناسد لیکن نه بصورتکامل.(نهج البلاغه، خطبه 49)
شناختاما بحث چگونگی اثبات اوصاف برای علت العلل. معمولا در بین فلاسفه و متکلمین بدو نحو اثبات اوصاف برای علت العلل می شود. یکی بهنحو اجمال و یکی به نحو تفصیل. در نحوه اجمالی که به صورت اجمال جمیع اوصاف کمالیهبرای علت العلل اثبات می شود خود طرقی دارد: الف- علت العلل باید جمیع اوصافکمالیه، علم، قدرت، حیات ... را به نحو نامتناهی و نامحدود و مطلق واجد و دارا باشدچون اگر این اوصاف را اصلا نداشته باشد یا به نحو محدود دارا باشد محتاج خواهد بودو احتیاج با واجب الوجود بودن جمع نمی شود. ب- علت العلل با واسطه و بی واسطه علتتمام هستی است پس باید تمام کمالات معلولات را دارا باشد چون فاقد الشی لا یکونمعطی الشی. خصوصا طبق مبنای حکمت متعالیه در بحث رابطه علیت که معلول عین ربط بهعلت و اینکه ذات معلول عین نیازمندی به علت است و معلول رقیقه علت است و حقیقت علتاست پس حقیقت تمام کمالات وجودی به نحو اتم و اکمل در علت یافت می شود.
امااثبات تفصیلی اوصاف مانند وحدانیت و عالم و قادر بودن که به تفصیل در کتب کلامی بهصورت مجزا ذکر شده اند مثلا ملاصدرا در کتاب مبدأ و معاد بر اثبات صفت وحدانیت 6دلیل بر علم باری 2 دلیل و علامه طباطبائی در کتاب نهایت الحکمه و آیت الله مصباحدر آموزش فلسفه بر هر یک از اوصاف کمالیه به صورت مجزا ادله ای ذکر نموده اند کهبرای تحقیق بیشتر در این زمنیه می توانید به کتب فوق یا به کتاب شناخت صفات خداتألیف استاد جعفر سبحانی و کتاب شناخت خدا تألیف محمدی ری شهری و کشف الاسرار علامهحلی مراجعه فرمائید.

 http://rss.nahad.ir/QAForm.aspx?ID=8680

/ 0 نظر / 35 بازدید