برداشتهای من از سومین جلسه هم اندیشی دینی دفتر پاسخ به سئوالات دینی حوزه قزوین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هم اندیشیتلخیص مطالب جلسه دوم  توسط دبیر این جلسه

بحث جلسه گذشته درباره دلیل یا برهان نظم بود که برای این برهان اسامی متعددی ذکر شده است ، دلیل نظم مشهورترین آنها می باشد و دلیل غایت شناختی یا برهان اتقان صنع  و امثال اینها که توسط فیلسوفان ذکر شده است .

در جلسات گذشته صورت برهان ذکر شد و برخی از اشکالات هم بیان گردید و مهمترین اشکال بر این دلیل که در جهان غرب وارده کرده اندتوسط هیوم است ، هیوم از فیلسوفان قرن هجدهم است .

مرحوم جلال الدین مجتبوی در کتاب کلیات  فلسفه  نکته قابل اهمیتی را بیان کرده اند ، و آن مطلب عبارت است اینکه ؛  هیوم 25سال درباره برهان نظم تحقیق کرده است و مجموعه یادداشتهایش بعدها با نام محاورات درباره دین طبیعی  نامگذاری شد . و منظور از دین طبیعی ، دین عقلانی در مقابل ایمان دینی  است . در غرب دو دیدگاه نسبت به دین وجود دارد ؛ یکی الهیات طبیعی (دئیسم ) است ، که محور آن عقل است و دیگری ایمان دینی می باشد.

نظرات هیوم به جهت ملاحضات اجتماعی وترس از تهمت ارتداد بعد از گذشت سه سال از مرگ او با نام فلسفه دین ( نگاه از بیرون به دین ) ، بدون ذکر نویسنده چاپ گردید. در این کتاب هیوم شش اشکال مطرح کرده که ؛ سه اشکال  آن مربوط به برهان نظم می باشد .این کتاب به صورت مناظره بین سه نفر بیان شده است ؛ یک نفر ذوق فلسفی دارد و دیگری شکاکیت مطلق دارد و سومین نفر ، فردی دیندار با روحیه ی متعصب وخشک .

بین فیلسوفان بحث است که هیوم نماینده کدام یک از شخصیتهای خیالی ذکر شده در کتاب است ؛ برخی او را همان شخصیت اول می دانند ، برخی او را به عنوان فرد دوم معرفی کرده اند .

در کتاب کلیات فلسفه آقای جلال الدین مجتبوی- که کتاب علل گرایش به مادی گری شهید مطهری از آن اخذ شده است دو اشکال از هیوم نقل شده که  می توان آنها را به صورت سه اشکال تبین نمود ؛ یکی مقایسه مصنوعات بشری با مصنوعات طبیعی است ( که قبلا بحث شد ) ، دیگری اینکه ؛ انسان عالم را چندین بار تجربه ننموده  تا بتواند ادعا نماید که این عالم منظمترین عوالم هست یا خیر ؟ و سومین اشکال ؛ امکان این موضوع که نظم موجود مولود خاصیت ذاتی ماده باشد .

 این اشکالات معروف هیوم به برهان نظم است ، اگر چه در جلسات گذشته به صورت ضمنی به برخی از اشکلات پاسخ داده شد .

استاد 1

اشکالات هیوم بر برهان نظم باعث تاثیر در عدم اقبال روشنفکران غربی به این برهان گردید و این تاثیر به جهت قوت اشکالات هیوم نبوده است ، بلکه شرایط اعراض از دین در غرب و ستیزه با دین عامل اصلی پذیرش این اشکالات بوده است . هیوم به عنوان موثرترین فیلسوف دوره جدید درفلسفه غربی معرفی شده است . جالب این است که غربی ها هیوم را به نام ملحد معرفی نکرده اند و حداکثر او را شکاک معرفی می کنند.

     استاد 2

هیوم به لحاظ ایمان انسان معتقدی معرفی شده  ولی عقل را دردرک ماورای طبیعت عقیم می داند .اشکالات هیوم به برهان نظم یکی مربوط به صورت برهان است و آنرا به اشتباه برهان تجربی تصور کرده و گفته است چون این برهان شرایط برهان تجربی را ندارد ، ارزش برهانی ندارد.بعد از مشخص شدن این مطلب که : این برهان قیاس است و تمثیل نیست نیازی به ارائه پاسخ نیست، اگرچه پاسخها در کتاب علل گرایش به مادیگری  ، موجود است.

  اشکال دیگر که گروه به آن پاسخ دهد ، این است که ؛ با توجه به اینکه برهان نظم وجود ناظم را اثبات می کند ، آیا این برهان بیشتر از وجود ناظم برای جهان چیز دیگری را هم ثابت می کند ( مخصوصا مطلق بودن علم و قدرت و حکمت ناظم ) یا خیر  ؟

     گروه :

با توجه به تعریف بیان شده از نظم ، می توان به این موضوع پی برد که برهان نظم در صدد رفع آن اشکال نیست ، بلکه فقط برای اثبات ناظم باشعور و حکیم است .

    

 

 استاد 1 :

اشکال دیگر هیوم : در جهان موجود نقص ها ، بدی ها و زشتی ها دیده می شود و به اصطلاح فلاسفه اسلامی ، بحث شرور مطرح می شود و شرور چگونه با حکمت بالغه الهی  سازگار است ؟ و گفته شد که شرور از یک جهت با حکمت الهی تعارض دارد، که این شرور حکایت از جهل ناظم است ، یا اینکه اصلا ناظم وجود ندارد و جهت دیگر برخورد با عدالت خدا می نماید ،گفته شد که وجود یک مجموعه منظم برای اثبات ناظم کافی است و مستشکل هم نمی تواند به سادگی اثبات نماید که ؛  شرور باعث بی نظمی در کل جهان هستند.

      گروه

قبل ارائه پاسخ ، این نکته قابل توجه است که در بین شرور هم می توان یک نظم خاص را مشاهده کرد و این شرور از قاعده نظم خارج نیستند ، زیرا موجودات در مسیر رسیدن به کمال هستند و اگر تزاحم بین موجودات باعث نرسیدن یکی به کمال شود ، شر نامیده می شود در صورت مشاهده کل مجموعه هستی و هدف آن می توان بیان کرد که اصلا شر وجود ندارد.

 

استاد 1 :

این اشکال بر برهان نظم وارد نیست ، زیرا برهان نظم اینچنین ادعایی ندارد . واصلا وارد بحث شرور نمی شود و قرار نیست تمام ادعاها از برهان نظم استخراج شود.

 

استاد 2:

تقریر جدیدی از اشکال هیوم ؛ برهان نظم را تمثیل می داند ولی عده دیگری آن را برهان تجربی می دانند و از قبیل استقراء می دانند نه از قبیل تمثیل .و اگر تجربی باشد مقایسه مصنوعات طبیعی و بشری اشکالی ندارد . فرق برهان تجربی و تمثیلی چیست ؟

استاد 4

برهان نظم از یک مقدمه تجربی تشکیل شده است ( صغری ) و یک مقدمه عقلی دارد (کبری) ، چون نتیجه تابع اخس مقدمات است ، برهان تجربی می شود .و این یکی از نقاط ضعف برهان نظم است زیرا کاملا عقلی نیست .و صورت آن دارای اشکال است و تمثیل نیست . و برهان تجربی از تمثیل قویتر است و اگر این برهان تجربی کاشف از علت باشد وارد اصل علیت می شود و قوت بیشتری پیدا می کند .

استاد 1 :

تجربی بودن برهان مستلزم تکرار مکرر این جهان و تجربه ما از آن است وقتی که این تجربه محال شد ، هیوم می گوید نمی توان برهان را تجربی دانست منظور شما از تجربی بودن برهان چیست ؟

 

 

 

استاد 4 :

منظور بنده تقریر هیوم نیست ، زیرا او تمام برهان را تجربی می داند ،در حالی که اثبات عقل و شعور برای ناظم ، یک مطلب عقلی است (کبری).و صغری را فقط تجربی می دانم ، این جهان دارای نظم است . چون نتیجه تابع اخس مقدمتین است ، برهان تجربی می شود .

گروه

انتزاع نظم توسط عقل است و حواس واسطه هستنند نه منتزع .

استاد 4 :

چون مبتنی بر تجربه است در هر صورت برهان تجربی است ، چون بدون این واسطه اصلا حکم نیست .

 

استاد 2 :

گفته اند ؛ حس فقط گزارش می کند و حکم را عقل صادر می کند.

 

استاد 4 :

 ولی بین حکم عقلی صرف و حکم عقلی که حس در آن واسطه است ، متفاوت است .

 

استاد 1 :

برهان نظم اصلا تجربی نیست و ملاحظه کردن طبیعت اصلا باعث تجربی شدن  برهان نمی شود .

 

استاد 2 :

همه اشخاص یک نوع را که مشاهده می کنیم در طول زمان از طریق تجربه حکم به نظم آنها می نماییم و از این نظم به وجود ناظم پی برده می شود.

 

استاد 1 :

همه تجربی را چگونه تجربه می کنید .

استاد 2 :

در طبیعت پدیده های مکرر را بارها مشاهده کرده ایم نه اینکه عوالم متعدد  نیاز به تجربه شدن باشد .

استاد 1 :

بیان استاد 4 هنوز مشخص نشده . ایشان نه به نوع کار دارند ونه به همه عالم توجهی دارد بلکه به صرف دید ن یک پدیده طبیعی این برهان را تجربی می دانند . ما در برهان امکان و وجوب هم از موجودی که در خارج است بحث می شود و بطور کلی تصور ما همیشه  مبتنی بر تجربه است .

استاد 4 :

در سایر براهین عقلی می توان  حتی در خلاء و بدون تجربه به حکم عقلی رسید.

استاد 1 :

در هر صورت تصور، حتی وجود خود انسان از خارج ذهن گرفته می شود. تجربی بودن در جایی است که ستون مقدمه برای صدور حکم تجربی باشد .

استاد 2 :

تجربه حسی غیر از مشاهده مکرر و حکم به علیت کردن است و انسان در بادی امر از محسوس به معقول می رسد و صرف مشاهده واقعیت در طبیعت ، باعث تجربی بودن آن نمی شود.

استاد 4 :

اگر در رسیدن به امر محسوس توسط امر معقول ، مشاهدات و مدرکات حسی  دخالت کامل داشته باشد ،برهان تجربی می شود .

 

 

استاد 3 :

تذکر ، ورود اعضا به موضوعات بحث با مطالعات قبلی باشد  و فقط حضور فیزیکی نباشد .

بحث بین اساتید محترم  در خارج از جلسه صورت پذیرد  ونتیجه  آن به نشست ارائه گردد .

در منطق یقینیات را به ،تجربیات و مشاهدات و... تقسیم می کنند ، استاد 4 از اصطلاح به معنای عام استفاده نمود ، زیرا گاهی  به مشاهدات حواس انسان ، تجربیات هم می گویند  مانند تجربه کردن درد .

و این خروج از اصطلاحات منطقی و فلسفی است ، اگرچه از نظر لغوی اشکالی ندارد ولی مطلب  استاد 1 صحیح است . و در منطق تجربه در مقابل مشاهده است و هر دو از یقینیات هستند .

سئوال : برای اثبات نظم مشاهده هم جهان کافی است یا اینکه مشاهده یک پدیده کافی است ؟

 

سئوال :

 اگرتعریف نظم، به عنوان نوعی از ارتباط میان علت و م

/ 0 نظر / 16 بازدید